Lyrics Khane Ayeneh - Mohammad Esfahani
وقت
است
که
بنشینی
و
گیسو
بگشایی
تا
با
تو
بگویم
غم
شبهای
جدایی
بزم
تو
مرا
می
طلبد
آمدم
ای
جان
من
عودم
و
از
سوختنم
نیست
رهایی
، نیست
رهایی
تا
در
قفس
بال
و
پر
خویش
اسیر
است
دیوانه
ی
پرواز
بود
مرغ
هوایی
، مرغ
هوایی
با
شوق
سرانگشت
تو
لبریز
نواهاست
تا
خود
به
کنار
آرد
چه
کند
چنگ
نوایی
، چنگ
نوایی
، چنگ
نوایی
ای
وای
بر
آن
گوش
که
بست
نغمه
ی
این
نای
بشنید
و
نشد
و
آگه
از
اندیشه
ی
نایی
افسوس
بر
آن
چشم
که
با
پرتوِ
صد
شمع
در
آینه
ات
دید
و
ندانست
کجایی
در
آینه
بندان
پریخانه
ی
چشمان
بنشین
که
به
مهمانی
دیدار
خدایی
بینی
که
دری
از
تو
به
روی
تو
گشایم
هر
در
که
بر
این
خانه
ی
آیینه
گشایی
وقت
است
که
بنشینی
و
گیسو
بگشایی
تا
با
تو
بگویم
غم
شبهای
جدایی
وقت
است
که
بنشینی
و
گیسو
بگشایی
تا
با
تو
بگویم
غم
شبهای
جدایی
Attention! Feel free to leave feedback.