Zedbazi - Bozorg Lyrics

Lyrics Bozorg - Zedbazi



*آرش دارا*
صدام نمیرسید اونوقت که آروم و ساکت بودم
فریاد من از رو خشم نیست بلند میگم همه بشنون
صدام نمیرسید اونوقت که آروم و ساکت بودم
فریاد من از رو خشم نیست بلند میگم همه بشنون
* مھراد ھیدن*
سالیانی پیش ، گُلی غنچه کرد پاشو کرد تو زمین خودش و از ریشه گنده کرد
سالیانی پیش ، شاخه ای کس نداشت فقط یه اسم مستعار بقیه گذاشتن براش
کنار هم بزرگ نشون دادن ارزشو شاخه تنومندیشو گُلم بوی عطرشو
یکی برگشو اونیکی رنگشو تا که آسمون بسته شد طوفانی اومد سمتشون
خار زیاد شد سیاه پوشوند اون پیکرو
گل برازنده رو
گرفت ازون جلوه رو
باد اومد شاخه رو تکون داد اون هیکلو
گرفت ازش هیبتو شل کرد هرچی سفت رو
گرگ اومد کند و رفت ملخ رسید کند و رفت
سیل زد و رفت و هرچی بود و کرد نرم و لخت
گل و آب مه و خاک له و با زرد و بر
شاخه رسید سمت راست و گل جدا شد سمت چپ
سالیانی بعد ، برحسب اتفاق گذرا بهم خورد نبود فرق و اختلافی
شاخه درختی شده بود و گُل سربلند یاد گذشته کردن و خندیدن با هم بلند
آسمون صاف پرنده داشت میخوند که قرار شد ادامه بدن همون را عادیشون و
رو به جلو رو به افق تو باغچه نه اینبار تو بوستانی بزرگ
*آرش دارا*
صدام نمیرسید اونوقت که آروم و ساکت بودم
فریاد من از رو خشم نیست بلند میگم همه بشنون
*سامان ویلسون*
چہ کنیم در این بوستان بزرگ
لازم نیست فقط مخصوص قشر خاصی باشه
جذابیتش برای سن و سالی باشه
برا جلب توجه دست رو جای حساسی باشه
کار من نیست من بیشترم
با سلیقه ی هرکس اختلافی داشته باشه
با عقیده های شخصی بخواد شاخ به شاخ شه
پُره فحش و حرفای ناسزایی باشه
کار من نیست من بیشترم
یہ چیزی اختراع شه
که نه سیاسی, نه احساسی و نه اجتماعی باشه
بدون اینکه اسم هیچ غذایی باشه
باعث شه یه جایی یه اشتهایی وا شه
یه دوایی باشه خوابیده بیدار شه پاشه
هرکسی برا خودش کس خاصی باشه
یه قهرمانی باشه
که تنها هدفش تو زندگی اینه که رکورد خودش جا به جا شه
با این رشته کلید شاید یه درایی وا شه
هزارتا قصه بی اینکه داستانی باشه
یه طرز فکر پُر و بی اعتراضی باشه
جا خبرنگاری چیز خبرسازی باشه
چرا توشب از تاریکی قصه هایی باشه
خوبه تو این قصه یه چراغی باشه
تو زیرزمینش پله هایی واشه
واقعیت تلخه تو قصه عشق و حالی باشه
بدون ایهام و قافیه ی خاصی باشه
همچین چیزی باید خیلی لوس و عادی باشه
شایدم یه درصد یه کار استثنایی شد
میگفتن نمیشه ، نمی شد
*آرش دارا*
صدام نمیرسید اونوقت که آروم و ساکت بودم
فریاد من از رو خشم نیست بلند میگم همه بشنون
بشنون
بشنون
شاید اینبار برسه صدام به گوشای بسته
فریاد من از شوقیه که توی سینه ها حبسه
صدام نمیرسید اونوقت که آروم و ساکت بودم
فریاد من از رو خشم نیست بلند میگم همه بشنون
Edit By: Mahdi Sadafi17




Zedbazi - Compilation




Attention! Feel free to leave feedback.