Songtexte
کو
آن
شب
ها
آن
بی
خوابی
ها
کو
آن
تب
ها
آن
بی
تابی
ها
کو
در
بحر
مواج
عشقت
غم
جستن
ها
محنت
یابی
ها
جانکاهم
کو
فغان
و
آهم
کو
کو
عشق
منت
پرور
من
کو
آن
ماهی
که
بنگرد
گاهی
عکس
خود
را
در
ساغر
من
گر
چه
جدا
افتادم
یاد
رخ
صیادم
چون
گذرد
از
یادم
پر
گل
می
گردد
بستر
من
بر
لب
چو
آورم
نامش
کام
جانم
شیرین
گردد
بخت
سیاه
من
روزی
چون
موی
او
زرین
گردد
گردد
مه
فلک
شرمنده
یک
شب
که
روی
او
تابنده
همچون
رخ
مه
و
پروین
گردد
گر
چه
جدا
افتادم
یاد
رخ
صیادم
چون
گذرد
از
یادم
پر
گل
می
گردد
بستر
من
گر
چه
جدا
افتادم
یاد
رخ
صیادم
چون
گذرد
از
یادم
پر
گل
می
گردد
بستر
من
Attention! Feel free to leave feedback.