Songtexte
نسیم
دل
نواز
شاعران
شیراز
ببر
به
سوی
شهر
عاشقان
تو
این
راز
رسان
پیام
ما
به
گوش
یار
جانی
بگو
به
داد
ما
برس
اگر
توانی
نظر
به
اینکه
حال
و
روز
ما
خراب
است
رسیدگی
به
وضع
حال
ما
ثواب
است
تو
ساقیا
بیا
و
چاره
ای
دگر
کن
غم
غروب
دل
گرفته
را
به
در
کن
چرا
بخت
بسته
در
به
در
نمیشه
سیاهی
نمیره
دست
به
سر
نمیشه
چرا
خنده
از
لبای
بسته
دوره
چرا
راه
شب
سیاه
و
سوت
و
کوره
ساقی
به
نور
باده
برافروز
جام
ما
مطرب
بگو
بگو
که
کار
جهان
شد
به
کام
ما
ما
در
پیاله
عکس
رخ
یار
دیده
ایم
ای
بی
خبر
ز
لذت
شرب
مدام
ما
به
چیدن
ستاره
تا
کجا
دویدیم
دویدیم
ولی
به
ناکجا
رسیدیم
ندیدیم
ستاره
گر
گرفته
از
تب
به
گوشه
ای
نشسته
در
سیاهی
شب
چرا
بخت
بسته
در
به
در
نمیشه
سیاهی
نمیره
دست
به
سر
نمیشه
چرا
بال
بستمون
نشد
که
وا
شه
چرا
هی
نشد
نشد
نشد
که
باشه
ساقی
به
نور
باده
برافروز
جام
ما
مطرب
بگو
بگو
که
کار
جهان
شد
به
کام
ما
ما
در
پیاله
عکس
رخ
یار
دیده
ایم
ای
بی
خبر
ز
لذت
شرب
مدام
ما
ساقی
به
نور
باده
برافروز
جام
ما
مطرب
بگو
بگو
که
کار
جهان
شد
به
کام
ما
ما
در
پیاله
عکس
رخ
یار
دیده
ایم
ای
بی
خبر
ز
لذت
شرب
مدام
ما
Attention! Feel free to leave feedback.