Lyrics
من
مانده
ام
با
یک
دل
لبریزِ
از
دلواپسی
ماندن
و
پوسیدن
همان،
روزی
به
حرفم
میرسی
در
این
غریب
آباد،
با
آب
بیگانه،
با
خاک
بیگانه
ای
عاشقِ
رفتن،
خوش
میروی
خانه
هر
جا
که
آهویی
گم
کرده
راهش
را
معصوم
می
بینی
طرزِ
نگاهش
را
آن
جا
تو
یادم
کن،
دوست
من،
دوست
من
آن
جا
تو
یادم
کن،
دوست
من،
دوست
من
هر
جا
کبوتری
با
قلبِ
دلواپس
پر
میزند
اما
افتاده
از
نفس
آن
جا
تو
یادم
کن،
دوست
من،
دوست
من
آن
جا
تو
یادم
کن،
دوست
من،
دوست
من
هر
جا
گُلی
از
شاخه
دیدی
جدا
مانده
پا
در
گِلی
از
رفتن
دیدی
که
وا
مانده
هر
جا
قناری
ها
را
افسرده
میبینی
یا
پشتِ
سالاری
را
تا
خورده
میبینی
آن
جا
تو
یادم
کن،
دوست
من،
دوست
من
آن
جا
تو
یادم
کن،
دوست
من،
دوست
من
من
مانده
ام
با
یک
دلِ
لبریزِ
از
دلواپسی
ماندن
و
پوسیدن
همان،
روزی
به
حرفم
میرسی
در
این
غریب
آباد،
با
آب
بیگانه،
با
خاک
بیگانه
ای
عاشقِ
رفتن،
خوش
میروی
خانه
هر
جا
که
آهویی
گم
کرده
راهش
را
معصوم
می
بینی
طرزِ
نگاهش
را
آن
جا
تو
یادم
کن،
دوست
من،
دوست
من
آن
جا
تو
یادم
کن،
دوست
من،
دوست
من
هر
جا
کبوتری
با
قلبِ
دلواپس
پر
میزند
اما
افتاده
از
نفس
آن
جا
تو
یادم
کن،
دوست
من،
دوست
من
آن
جا
تو
یادم
کن،
دوست
من،
دوست
من
Attention! Feel free to leave feedback.