Lyrics
Octave
on
the
bite
داد
میزدم
سر
تو
که
حرف
هات
رو
نمیفهمم
گفتی
میرم
از
این
خونه
و
دیگه
برنمیگردم
آدم
بزرگ
ها
که
قهر
نمیکردن
پس
بگو
یهو
چی
شد؟
من
که
میمیرم
با
نگاهت
نمیشه
عادی
واسه
ما
زخم
هاش
میمونه
یادگار
تو
فصل
برفی
قلبم
آدم
بزرگ
ها
که
قهر
نمیکردن
پس
بگو
یهو
چی
شد؟
روزها
به
سمت
بهار
میرفت
ولی
هوای
دل
من
میشد
پاییزی
تر
روزها
کوتاه
تر
میشد
و
شب
ها
بیشتر
کاش
بودی
مشت
هام
الآن
بهت
این
رو
حالی
میکرد
به
تو
چه
جایی
میرم،
یا
چه
کاری
میکردم
زدم
با
کی
تیک
من،
ای
بابا
* بس
کن
حالیت
نیست
نه،
اون
من
رو
پاچیدی
رفت
بگو
الآن
چی
رو
داری
بی
من
من
رو
با
خودم
ول
کردی
ولی
خوبه
حالم
با
شات
ها
زنده
ام
ولی
هنوز
رو
به
راهم
معمولا
راحت
حرفم
رو
میزدم
ولی
نمیدونم
الآن
اون
کوشش
واقعا
دیگه
مهم
نیست
چی
میخواد
بشه
هست
داستان
کدوم
وری
تلخ
با
هر
دست
بدی
از
همون
پس
میگیری
من
کارمای
کدوم
بدیتم؟
داد
میزدم
سر
تو
که
حرف
هات
رو
نمیفهمم
گفتی
میرم
از
این
خونه
و
دیگه
برنمیگردم
آدم
بزرگ
ها
که
قهر
نمیکردن
پس
بگو
یهو
چی
شد؟
من
که
میمیرم
با
نگاهت
نمیشه
عادی
واسه
ما
زخم
هاش
میمونه
یادگار
تو
فصل
برفی
قلبم
آدم
بزرگ
ها
که
قهر
نمیکردن
پس
بگو
یهو
چی
شد؟
میشه
رفت
ولی
برگشت
میشه
رد
داد
یا
میشه
صبر
کرد
میشه
* نشون
داد
و
در
رو
بست
میشه
بشی
بیخیال
جر
و
بحث
نزنی
زیر
هر
چی
داریم
آتیش
یه
شبِ
ببازی
همینی
که
داریشم
همه
رو
میکنی
خون
رو
با
کدئین
قاطیش
وقتی
دیوونه
میشه
هیچی
نمیشه
حالیش
نه
این
دختره
که
میبینی
فقط
مال
منه
میکشم
آدم
واسش
یکی
دو
تا
کمه
حتی
اگه
بده
باهام
حتی
اگه
نده
بهم
تحت
هر
شرایطی
باز
از
همه
بهتره
بودیم
همیشه
بیشتر
از
دو
تا
هم
اتاقی
میگفتی
هر
چی
بشه
هوا
هم
رو
داریم
الآن
نمیدونم
واقعا
کجایی
پس
بگو
یهو
چی
شد؟
نه
نگو
قلبت
از
کینه
پر
شد
نه،
نکنی
شب
رو
با
هر
کی
صبح
تو
مگه
ندادی
با
پینکی
بهم
قول؟
پس
بگو
یهو
چی
شد؟
عکس
های
دوتاییمون
دیوار
اتاق
از
نفس
افتادیم
فیلم
های
Godard
من
داشتم
پیدا
میکردم
خودم
رو
با
تو
تو
هم
داشتی
کم
میکردی
سیگارت
رو
باهام
به
جون
جفتمون
بود
قسم
ماها
الآن
از
جون
من
نمیره
که
اثر
زاناکس
چون
بهم
قول
دادیم
پاییز
نریم
هیچوقت
ولی
تموم
شد
همش
درست
وسط
آبان
تو
رفتی
از
این
خونه
فقط
یه
بار
اما
من
هر
روز
دارم
اینجا
* میرم
مثل
شب
هایی
که
خوابوندمت
از
توو
فیس
تایم
ولی
صبح
توو
گردنت
تو
رو
صدا
میزدم
من
گم
شدم
الآن
میان
کریستال
ها
روو
هم
به
* دادن
دیگه
این
تریسام
روحم
زندگیمون
رو
زد
صاعقه
بهش
من
یه
شرقی
غمگین
تو
ساکن
بهشت
داد
میزدم
سر
تو
که
حرف
هات
رو
نمیفهمم
گفتی
میرم
از
این
خونه
و
دیگه
برنمیگردم
آدم
بزرگ
ها
که
قهر
نمیکردن
پس
بگو
یهو
چی
شد؟
من
که
میمیرم
با
نگاهت
نمیشه
عادی
واسه
ما
زخم
هاش
میمونه
یادگار
تو
فصل
برفی
قلبم
آدم
بزرگ
ها
که
قهر
نمیکردن
پس
بگو
یهو
چی
شد؟
Attention! Feel free to leave feedback.