Текст песни




باید عشق من و تو معرکه برپا بکند
گره ای از دل من از دل تو وا بکند
باید احساس مرا یکسره تسخیر کنی
نذر کردم که بمانی و مرا پیر کنی
پشت چشمان تو یک شهر پر از آشوب است
هر چه از تو برسد هر چه بخواهی خوب است
پشت چشمان تو یک شهر پر از آشوب است
هر چه از تو برسد هر چه بخواهی خوب است
تو آن بلای قشنگی که آمدی به سرم
بیا که جان جهانی تو را به جان بخرم
مرا به معجزه ای عاشقانه دعوت کن
تو هم شبیه زلیخا مرا حمایت کن
آمدم تا که مرا شهره بازار کنی
پس روا نیست مرا لحظه ای آزار کنی
شادم از این که به دام تو فقط افتادم
من از آن روز در بند توام آزادم
تو آن بلای قشنگی که آمدی به سرم
بیا که جان جهانی تو را به جان بخرم
مرا به معجزه ای عاشقانه دعوت کن
تو هم شبیه زلیخا مرا حمایت کن
تو آن بلای قشنگی که آمدی به سرم
بیا که جان جهانی تو را به جان بخرم
مرا به معجزه ای عاشقانه دعوت کن
تو هم شبیه زلیخا مرا حمایت کن



Авторы: Mohammad Fallahi, Hamed Homayoun, Yaha Kashani, Mohammad Zand Vakili, Kooshan Haddad



Внимание! Не стесняйтесь оставлять отзывы.
Загрузка
Загрузка