Текст песни




کجا بودم کجا رفتم کجایم من نمی دانم
به تاریکی در افتادم ره روشن نمی دانم
ندارم من دراین حیرت به شرح حال خود حاجت
که او داند که من چونم اگرچه من نمی دانم
چو من گم گشته ام از خود چه جویم باز جان و تن
که گنج جان نمی بینم طلسم تن نمی دانم
چگونه دم توانم زد درین دریای بی پایان
که درد عاشقان آنجا بجز شیون نمی دانم
برون پرده گر مویی کنی اثبات شرک افتد
که من در پرده جز نامی ز مرد و زن نمی دانم
در آن خرمن که جان من در آنجا خوشه می چیند
همه عالم و مافی ها به نیم ارزن نمی دانم
از آنم سوخته خرمن که من عمری دراین صحرا
اگرچه خوشه می چینم ره خرمن نمی دانم
چو از هر دو جهان خود را نخواهم مسکنی هرگز
سزای درد این مسکین یکی مسکن نمی دانم





Внимание! Не стесняйтесь оставлять отзывы.
Загрузка
Загрузка