Текст песни
تصویرم
تو
آینه
انگار
تصویر
من
نیست
سایه
ای
رو
دیوار
اما
سایه
من
نیست
صدایی
تو
سرم
آروم
میگه
به
من
دستمو
بگیر
و
بیا
تو
دنیای
من
میرم
تو
دل
شب
تا
چشمامو
میبندم
تو
روز
روشن
ماه
روبروی
من
دارم
من
گُم
میشم
کم
کم
تو
حرفایی
که
نگفتم
دوباره
آتیش
زدم
پل
ها
رو
پشت
سرم
روشن
میکنن
شعله
هاش
راهو
برای
من
حرف
های
تکراری
میپیچند
تو
سرم
میبرند
فکرامو
به
جنگ
با
هم
زندگیم
کف
دستم
لبخند
گوشه
ی
لب
دیوارا
میان
نزدیک
میخندن
به
هرچیز
دارم
من
میفهمم
کم
کم
شانسی
نداشتم
از
اول
قلبم
تو
دستم
ابرای
تاریک
میره
روحم
از
من
سایه
ها
میان
نزدیک
تو
روز
روشن
ماه
روبروی
من
میدونم
نباختم
گرچه
شانسی
نداشتم
بی
جون
پا
میپاشم
میرم
تو
دل
مرگ
رو
سایه
پا
میذارم
خورشید
و
در
میارم
باختن
کار
من
نیست
، باختن
کار
من
نیست
باختن
کار
من
نیست
، باختن
کار
من
نیست
هیچوقت
Внимание! Не стесняйтесь оставлять отзывы.