Текст песни




نازتو بنازم ای مایه دلنوازی
باز اگر بیایی نازت بکشم که نازی
جام چشم تو آتش دارد
مستی چون می بی غش دارد
جام چشم تو آتش دارد
مستی چون می بی غش دارد
غیر از تو نخواهد این دل رمیده
غیر از تو نخواهد این دل رمیده
گرچه تو نماندی در دیده چو رویا
عشقت به خیالم نقش تو کشیده
نازتو بنازم ای مایه دلنوازی
باز اگر بیایی نازت بکشم که نازی
جام چشم تو آتش دارد
مستی چون می بی غش دارد
خورشید امیدی با آنهمه خوبی
اما به گمانم خورشید غروبی
خورشید امیدی با آنهمه خوبی
اما به گمانم خورشید غروبی
نیلوفر صبحم خورشید صفا کو
تا آنکه ببندد بر من گل جادو
نازتو بنازم ای مایه دلنوازی
باز اگر بیایی نازت بکشم که نازی
جام چشم تو آتش دارد
مستی چون می بی غش دارد
جام چشم تو آتش دارد
مستی چون می بی غش دارد



Авторы: Akbar Solimani


Внимание! Не стесняйтесь оставлять отзывы.
Загрузка
Загрузка