Текст песни Shabgard - Saye
باز
رسیده
فصل
پرواز
سر
اومد
صبر
ابرا
فرار
کنیم
از
دست
سرما
همه
چی
عوض
شه
ظرف
چند
ماه
پر
زدن
بات
دل
خوشیمه
با
اینکه
از
هم
دل
خوریم
کافیه
همه
چیو
بسپری
بهم
بیا
آسمونو
باهم
دیگه
متر
کنیم
اصلا
مهم
نیست
که
حسم
چیه
دیگه
از
غروب
دیدن
چشمم
سیره
پلکم
می
ره
رو
هم
سیقل
می
ده
روز
به
خودم
می
گم
کِی
شب
می
شه؟
چند
متره
سقف
آسمون؟
غرق
شدم
تو
بحر
دنیا
انگار
شده
بسته
راه
نور
دارم
میرم
به
سمت
مرداب
هر
وری
من
رفتم
اون
هم
بود،
پر
زد
با
من
از
ترس
روز
دیگه
مجبور
شدم
که
شبگرد
باشم
سردم
شدش
که
گرمم
کنه،
اون
تب
کرد
واسم
هذیون
می
گفت
که
عادت
دارم
من
به
از
دست
دادن
باز
خورشید
رفته
توی
ماه
مثل
آرامش
قبل
طوفان
آرومم
مثل
مرگ
تو
خواب
تو
ارتفام
شده
بسته
گوشام
بهش
گفتم
از
مردن
نترس
اونایی
که
ترسیدن،
مردن
همه
شون
قول
دادم
به
خودم
فرصت
ندم
ولی
یاد
گرفته
دشمن
اَزمون
جا
موندیم
از
قافله
باز
رو
خورشید
افتاده
سایه
ی
ماه
مقصد
چیه؟
من
عاشق
رام
این
مردم
اومدن
واسه
شکار
نقطه
ی
اشتراک
سقوط
و
پرواز،
از
ارتفاع
پریدن
بود
فرقی
نداره
واسم
سکوت
و
فریاد
مثل
سرخ
پوستی
که
قبیلش
سوخت
هر
وری
من
رفتم
اون
هم
بود،
پر
زد
با
من
از
ترس
روز
دیگه
مجبور
شدم
که
شبگرد
باشم
سردم
شده
ش
که
گرمم
کنه،
اون
تب
کرد
واسه
م
هذیون
می
گفت
که
عادت
دارم
من
به
از
دست
دادن
فرق
داره
ما
زاویه
دیدمون
ساکنیم
تو
حاشیه،
بی
نشون
یاد
گرفتیم
دل
نبندیم
هرکی
ام
بات
باشه
می
ره
زود
انگار
از
قدرت
برکنار
شی
هیچی
تو
دنیا
دست
ما
نیست
آسمون
هم
جای
ما
نبود
همیشه
تو
این
صحنه
باختیم
انگار
تو
آسمون
لکه
ی
ننگیم
بچه
ی
قدیم
بزرگ
شده
باس
همه
چی
رو
درست
کنه
جلو
دارش
هیچی
نی
بود
جلوش
خودش
سقوط
توی
دریای
مرفین
جنازه
م
میوفته
تو
کدوم
ساحل؟
رفت
تو
تنم
سرمای
خورشید
هر
طلوعی،
غروب
داره
هر
وری
من
رفتم
اون
هم
بود،
پر
زد
با
من
از
ترس
روز
دیگه
مجبور
شدم
که
شبگرد
باشم
سردم
شدش
که
گرمم
کنه،
اون
تب
کرد
واسم
هذیون
می
گفت
که
عادت
دارم
من
به
از
دست
دادن
Внимание! Не стесняйтесь оставлять отзывы.